
عشق => سرکاری
محبت =>تظاهر
مهربونی => مسخرست
وفا =>مرده
احد و پیمون =>دلخوشی
عاطفه=> تموم شده
مهر =>مدرسهها باز میشه
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
باز آمد بوی ماه مدرسه / بوي دختربازي هاي راه مدرسه / باز آمد بوي خوش
دخترا / توي کوچه و خيابوناهای مدرسه / باز آمد اون همه تيکه بارونهابه دختراي بيچاره
/ باز آمد پليس درب مدرسه اما مثل هميشه نميتونه باز گير بده / باز
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
هميشه تو مدرسه ياد ميدن 1 سال 12 ماه - - - 1 ماه 4 هفتش - - - 1 هفته 7 روز - - - 1 روز 24 ساعت - - - 1 ساعت 60 دقيقس - - - ...ولي کسي بهم نگفت 1 دقيقه بدون تو بدون مثل 1000 ساله ....
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه. پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟ *مادر: یک تو الآن پنجاه و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی


